تبليغاتX
دختر جنگل

دختر جنگل

what do you mean love

عشقو میخوام با تو

اگه ببندی رو من چشاتو

اگه بگیری ازم نگاهتو

من از تو حتی دلگیر نمیشم

بازم میگم عشقو میخوام با تو

میترسم روزی از دستم بری تو

بگی روزی ازت خستم بری تو

بمون که التماست میکنم من

دلت میاد تا من هستم بری تو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت   توسط سیلوانا   | 

امتحان عشق

در جلسه ی امتحان عشق

من مانده ام و یک برگ سفید!

یک دنیا حرف نا گفتنی

و یک بغل تنهایی و دلتنگی...

درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!

در این سکوت بغض الود

قطره ی کوچکی هوس سرسره بازی میکند

و برگه ی سفیدم

عاشقانه قطره را به اغوش میکشد

عشق تو نوشتن نیست...

در برگه ام کنار ان قطره

یک قلب کوچک میکشم!

وقت تمام است

برگه ها بالا.........................

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت   توسط سیلوانا   | 

به روی گونه تابیدی و رفتی

مرا با عشق سنجیدی و رفتی

تمام هستی ام نیلوفری بود

تو هستی مرا چیدی و رفتی

شبی از عشق تو با پونه گفتم

دل او هم برای قصه ام سوخت

غم انگیز است تو شیداییم را

به چشم خویش فهمیدی و رفتی

نمیدانم چه میگویند گلها

خدا میداند و نیلوفر و عشق

به من گفتند گلها تا همیشه

تو از این شهر کوچیدی و رفتی

سلام به همه خوبید؟

ببخشید که کسی رو دعوت نکردم کارتم زیاد اعتبار نداره

هر کسی دوست داشت بیاد سر بزنه قدمش به روی چشم

دوستتون دارم خدانگهدار

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت   توسط سیلوانا   | 

تولد سیلوانا خانم

سلام به همه ی دوستای گلم خوبید؟

امروز با یه پست متفاوت اومدم

میدونید فردا چه روزیه؟

بابا یه حدس بزن دیگه؟

اصلا" خودم میگم تا تو بخوای فکر کنی یک سال گذشته

فردا تولدمه   

باب بفرما تو چرا خجالت میکشی مجلس قاتیه

کادو اوردید واسه من؟

وای چرا زحمت کشیدیدن؟

خجالت زده کردید منو بیاید برقصیم 

دیگه تعارف و ... باشه واسه بعدا"

   

    

خب حالا وقت کیک خوردنه

      

وای ببینید چه کیک نازی دارم

حالا همه با هم:

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا شمعها رو فوت کن تا ۱۰۰ سال زنده باشی

   

زود کیک بخورید که میخوایم بریم واسه رقص

 و بعدش هم شام بخوریم

     

     

      

بدویید که شام یخید

 

 

خب چه طور بود لذت بردید؟

امیدوارم خوشتون اومده باشه

الان کارتم تمام میشه شب میام دعوتتون میکنم باشه؟

خیلی خیلی خیلی ممنونم از اینکه به جشن کوچیک من اومدید

دوستتون دارم تا بعد خدانگهدار

   

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت   توسط سیلوانا   | 

ماه مهمانی خدا

من و درگیر خودت کن تا جهانم زیر و رو بشه

تا سکوت هر شب من با هجومت روبرو بشه

بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو میرم

من و درگیر خودت کن بلکه ارامش بگیرم

با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه

هر شب حافظه ی من پر تصویر تو میشه

با من غریبگی نکن با من که درگیر توام

چشمات و از من بر ندار من مات تصویر توام

تو همین جایی همیشه با تو شب شکل یه رویاست

اخرین نقطه ی دنیا تو جهان من همین جاست

تو همین جایی و هر روز من به تنهایی دچارم

من و نزدیک خودم کن تا تو رو یادم بیارم

چه گم کرد انکه تو را یافت

و

چه یافت انکه تو را گم کرد

 

سلام دوستان عزیزم خوبید؟

امیدوارم تا اینجای تابستان بهتون خوش گذشته باشه

ماه مبارک رمضان به همه ی شما مبارک

امیدوارم همه ی دعاها و نماز و روزه هاتون

مورد قبول حق تعالی قرار بگیره منو از یاد نبرید

موفق و شاد باشید

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت   توسط سیلوانا   |